مراد على شمس

712

با علامه در الميزان ( فارسى )

قلب ، يعنى حضور در قلب ، و به همين جهت است كه گفته‌اند : ذكر دو نوع است ، ذكر از نسيان ، - يعنى ذكر به‌معناى اوّل - و ذكر بدون نسيان ، - يعنى ذكر به‌معناى دوم - كه به‌معناى ادامهء حفظ است ، معناى سوم ذكر هم عبارت است از سخن ، چون هرسخنى را ذكر هم مىگويند . « 1 » ظاهرا اصل در معناى اين كلمه همان معناى اوّل است ، و اگر معناى دوم را ( نام خدا را بردن ) هم ذكر ناميده از اين بابت است كه ذكر لفظى مشتمل بر معناى قلبى نيز هست ، و ذكر قلبى نسبت به ذكر لفظى اثرى را مىماند كه بر سبب مترتب مىشود ، يا نتيجه‌اى است كه از عمل عايد مىگردد . و اگر نماز را ذكر ناميده‌اند ، براى اين است كه : نماز هم مشتمل است بر ذكر زبانى از تهليل ، و حمد ، و تسبيح ، و هم به اعتبارى ديگر مصداقى است از مصاديق ذكر ، چون مجموعهء آن عبوديت بندهء خدا را مجسم مىسازد ، و لذا خداى تعالى نماز را ذكر اللّه [ « وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ » ] ناميده و فرموده : « إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ » « 2 » و هم به اعتبارى ديگر امرى است كه ذكر بر آن مترتب مىشود ، ترتب غايت بر صاحب غايت ، يعنى نتيجهء نماز ياد خدا است ، همچنان‌كه آيهء « وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي » « 3 » به آن اشاره مىكند . و ذكرى كه گفتيم ، غايت و نتيجهء نماز است ، ذكر قلبى است ، البته آن ذكرى كه گفتيم به‌معناى استحضار است ، يعنى استحضار ياد خدا در ظرف ادراك ، بعد از آنكه به خاطر فراموشى از ذهن غايب شده بود ، و يا به‌معناى ادامهء

--> ( 1 ) . مفردات راغب ؛ مادهء « ذكر » . ( 2 ) . سورهء جمعه ، آيهء 9 . ( 3 ) . سورهء طه ، آيهء 14 .